دیکشنری لهجه عراقی
۱۴۹۱ کلمه ثبت شده
نتوانستن ← ما گدر رایگان
ما گِدَر — نتوانست
توانستن ← گدر رایگان
گِدَر — توانست
یاد آوردن ← تذكر رایگان
تِذَکَّر — به یاد آورد
فراموش کردن ← نسى رایگان
نِسی — فراموش کرد
دوست داشتن ← حب رایگان
حَب — دوست داشت
تمام کردن ← خلص رایگان
خَلَّص — تمام کرد
شروع کردن ← بده رایگان
بَدَه — شروع کرد
رسیدن ← وصل رایگان
وَصَل — رسید
برگشتن ← رجع رایگان
رِجَع — برگشت
منتظر ماندن ← انتظر رایگان
اِنتَظَر — منتظر ماند
کمک کردن ← ساعد رایگان
ساعَد — کمک کرد
صحبت کردن ← حچى رایگان
حَچی — صحبت کرد
فهمیدن ← فهم رایگان
فِهِم — فهمید
نوشتن ← كتب رایگان
کِتَب — نوشت
خواندن ← قرا رایگان
گِرا — خواند
کار کردن ← اشتغل رایگان
اِشتَغَل — کار کرد
فروختن ← باع رایگان
باع — فروخت
خریدن ← اشترى رایگان
اِشتَری — خرید
بستن ← سد رایگان
سَد — بست
باز کردن ← فتح رایگان
فَتَح — باز کرد
ایستادن ← وگف رایگان
وِگَف — ایستاد
نشستن ← گعد رایگان
گَعَد — نشست
خوابیدن ← نام رایگان
نام — خوابید
نوشیدن ← شرب رایگان
شِرِب — نوشید
خوردن ← أكل رایگان
اَکَل — خورد
گرفتن ← أخذ رایگان
اَخَذ — گرفت
دادن ← انطى رایگان
اِنطی — داد
خواستن ← راد رایگان
راد — خواست
دانستن ← عرف رایگان
عِرِف — دانست
شنیدن ← سمع رایگان
سِمَع — شنید